تبليغاتX
*E.M.O*
به دنیای تاریک من خوش آمدید

بلاگ جدید را راه اندازی نمودیم...

http://hunt3r.blogfa.com/

فقط نم چرا این پنجرهه باز نمیشه؟ واسه شمام اینطوریه؟


[+] Written by: HUNT3R at: 22:27 |

ما داریم اسباب کشی می کنیم.

به دو شکل ...

یک : خونمون از این جا داره میره... به اونجا

دو: بلاگمون داره از اینجا میره... به اینجا

(هیچکودومو هنوز رنگ نکردیم، اسباب هاشم نچیدیم. پس یه خورده وقت بدین(

دوستون دارم

فعلاً بای

[+] Written by: HUNT3R at: 3:14 |

فعلا نمینویسم. شاید تا بعد از عید لعنتی. شاید تا تابستون. شاید تا هیچوقت

[+] Written by: HUNT3R at: 4:57 |

نقاشی ایموئی

Lonely-Emo-Girl-Sketch

[+] Written by: HUNT3R at: 1:36 |

Today was a good day.

I had my last taste of it!

Because I said goodbye to it!

Because I wanted to get rid of it!

I want to experience the life without it!

 

And I think I made a difference!

I changed my thoughts. I changed my life. I changed my future.

And if this is that easy, then I can completely take control over myself.

I CAN RULE MY FATE!


 1. Translation in next page
2. Whatever the it is… I'm avoiding it!


Next Page

[+] Written by: HUNT3R at: 4:24 |

استاد ذن در حال تفکر بود. مردی سراسیمه نزدیک شد.

- همسرم مریض است. برایش دعا کن.

- خداوندا! تمام بیماران را شفا بده!

- چکار میکنی؟ گفتم برای همسرم دعا کن نه تمام انسانها!

- تو راز دعا کردن را نمیدانی! وقتی چیزی را بگوئی و فکر کنی، که خیلی های دیگر نیز آن را می طلبند، تمامشان جمع شده، چنان نیرویی پدید می آورند که تا عرش کبریا می رود و به گوش خدا می رسد.۱

 


1. پائولو کوئلیو
۲. این مطلب رو به خاطر دوستای عزیزم احسان و مریم جان نوشتم. (کلبه ی عشق)
۳. خدایا...! تمام بیماران را شفا بده...

[+] Written by: HUNT3R at: 3:36 |

یوشتات (Yveshtat) و ارستاس (Erostuss) ، بعد از کشته شدن پدرشان، پادشاه ولارپاپ (Volarpop) تصمیم گرفتند انتقام او را بگیرند. آنها از شمال تا جنوب و غرب تا شرق زمین را گشتند تا توانستند قاتل پدرشان را پیدا کنند. آنها به حرفهای او که میگفت "پدرشان از فرمان خدایان سرپیچی کرده و برای انسانها تهدید بشمار می آمده" را گوش نکردند و او و تمام طایفه اش را با خاک یکسان کردند. ارستاس در این میان کشته شد و یوشتات تا آخرین قطره خون طایفه قاتل پدرش را ریخت.

ولی بی خبر از آنکه آن طایفه، خادمان خدایان بودند؛ اکنون خشم خدایان، یوشتات را گرفته بود و او مانده بود یک تنه در مقابل خدایان...

 

[+] Written by: HUNT3R at: 2:53 |

Good day
How you do
When I send a smile to you
Don't Waste
waste your breath,
And I won't waste my hate on you

Ain't gonna waste my hate on you
I think I'll keep it for myself

[+] Written by: HUNT3R at: 2:53 |

Luck Runs Out

Crawl from the wreckage one more time
Horrific memory twists the mind
Dark, rutted, cold and hard to turn
Path of destruction, feel it burn

Still life... incarnation
Still life... infamy

Hallucination
Heresy
Still you run, what's to come? What's to be?

'Cause we hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long
Feel us breathe upon your face
Feel us shift, every move we trace

Hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long
Luck Runs Out
And you crawl back in... but your luck runs out

Luck Runs Out

The light that is not light is here
To flush you out with your own fear
You hide, you hide, but will be found
Release your grip without a sound

Still life... immolation
Still life... infamy

Hallucination
Heresy
Still you run, what's to come? What's to be?

'Cause we hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long
Feel us breathe upon your face
Feel us shift, every move we trace

Hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long
Luck Runs Out
And you crawl back in... but your luck runs out

Then you crawl back in
Into your obsession
Never to return
This is your confession

Hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long
Feel us breathe upon your face
Feel us shift, every move we trace

Hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long
Luck Runs Out
And you crawl back in... but your luck runs out

Your luck runs out

[+] Written by: HUNT3R at: 3:40 |

پشت شبها دزدیست

که از پس درختان هیز

سر به در می آورد

می روی تا ته آن جنگل که سالهاست صبح به او سر نزده است

مکاره بازاری هست

که در آنجا روحت را میفروشی

شاید بپرسند: زندگی پس از مرگ می خری؟

اما ندارند که بفروشند

دزد بی نیاز همه را برده است

خودش هم نمیداند با آنهمه زندگی چه کند

همه را به دریای داغ فراموشی سپرده است

صاحبان با اشک

کنار ساحل چنته زده اند

زانوی غم به بغل گرفته اند

به فکر فردای رفته

و دیروز فروخته شان اند

و امروز غوطه ورشان

که هر لحظه بیشتر فرو میرود

از یکیشان بپرس: آخر این خط کجاست

میفهمی که تنهائیست

و تنها می شوی

و تنها می مانی...

[+] Written by: HUNT3R at: 6:46 |

[+] Written by: HUNT3R at: 3:28 |

[+] Written by: HUNT3R at: 22:42 |

مردشنی1

دعاهات رو بخون کوچولو

یادت نره پسرم، که واسه همه بخونی

میزارمت روی تختخوابت، جای گرم و نرم

تا مردشنی2 بیاد

 

با یه چشم باز بخواب، بالشت رو محکم بچسب

نور میره، به شب وارد میشی

میخوایم به سرزمین هرگزآباد بریم

 

چراغ خاموشه، یه مشکلی هست

خیالهای سنگینی داری

و راجع به سفید برفی نیستن

 

خواب جنگ، خواب دروغگوها

خواب آتش اژدها

و چیزایی که گاز میگیرن

 

با یه چشم باز بخواب، بالشت رو محکم بچسب

نور میره، به شب وارد میشی

میخوایم به سرزمین هرگزآباد بریم

 

"حالا سرم رو میزارم که بخوابم

            از خدا بخواه روحم رو نگه داره

                        اگر قبل از بیداری بمیرم

                                    از خدا بخواه روحم رو ببره"3

 

هیس بچه کوچولو، چیزی نگو

و به اون صدایی که شنیدی هم اهمیت نده

فقط صدای چند ها هیولاست زیر تختت

توی کمدت، توی سرت

 

نور میره، به شب وارد میشی

دونه ی شن

 

نور میره، به شب وارد میشی

دستم رو بگیر

میخوایم به سرزمین هرگزآباد بریم


1. Enter Sandman  -  Metallica
2. موجودی خیالی که شبها دانه های شن به چشم کودکان میریزد تا خوابشان ببرد
3. انجیل

[+] Written by: HUNT3R at: 16:36 |

فکر میکنید، وقتی اونقدر پیشرفت کردیم که با خدا ارتباط برقرار کردیم چکار میکنید؟

 هرکسی یه کار میکنه...
یکی میگه بوسش می کنم
یکی ازش گله می کنه
یکی کف میکنه
یه نفر میخاد بره بغلش
بعضیا سوالایی که ازش دارن انقدر زیاده که هیچکدومشون یادشون نمیاد
یکی دیگه...


شرط میبندم اگه آدما دستشون به خدا برسه میکِشنش پائین، میزننش زمین، و از تختش میرن بالا؛


بعضیا فکر میکنن هرکی رو اون صندلی بشینه کار خدا رو میکنه.

ولی وقتی بهش فکر میکنم میبینم ... واو... چقدر سرش شلوغه! هیچ وقت نمیخام جاش باشم، یا حتی منشی اش باشم. یا حتی بشناسمش. خیلی دردسر داره...

[+] Written by: HUNT3R at: 0:43 |

چه می شود وقتی ایمانت اشتباه باشد. ایمانی که هرگاه درونت وجود دارد، دیگر نمیشنوی، نمیبینی، نمیبوئی و نمیگوئی، و فقط می روی.

چه می شود اگر نرسی؟ اگر اشتباه برسی؟

بیا کورکورانه دنبال نکنیم. چون میدانم که میکنی؛ ایمان همراه با عقده را در چشمانت میبینم، در دستانت که توسط دستی آلوده گرفته شده، در پاهایت که زنجیر شده اند و نمی دانی، در قلاده ای که در گردنت افتاده است، و فکر میکنی دستی مهربان است.

بیا دنبال نکنیم، رها شویم، دیگر راهها را بیابیم؛

بیا برگردیم،

     ... حالا که تا آخر خط آمده ایم.

[+] Written by: HUNT3R at: 17:51 |

نمی خواست برود، اصلا، هرگز فکرش را هم نمی کرد کارش به اینجا بکشد؛ فقط یک قدم با مرگ فاصله داشت، و دلش نمیخاست آن را بردارد، و می ترسید آن را بردارد، اما چطور قتل بچه اش را فراموش کند؟ چطور خودش را ببخشد؟ تمام عمر به این فکر کند که تنها فرزندش، فرزند بی دفاعش در شکمش جان داده است؟ بخاطر اشتباه خودش. چه کسی با این فکر زنده می ماند، و نمی پوسد؛ مثل زنده به گور شدن است.

دقایقی در لبه ی ساختمان ایستاد، آخرین هوایی که می توانست را تنفس کرد و به اعماق وجودش برد. میدانست افتادن آسان است اما برخاستن نه. افتادن آسان است، و گاهی برخواستنی در کار نیست. از لبه ی ساختمان می پری... و کسی چه می داند چه بر سرت می آید؟

... آن قدم را برداشت، و همان لحظه پشیمان شد. و خود را سرزنش کرد؛ و خواست که برگردد. اما زندگی با خودکار نوشته می شود. برگشتی .در کار نیست.

میفتی... و میمیری؛

با آه و افسوس...!

 


پانویس: به Dayroll (پیوندهای روزانه) نگاه کنید.

[+] Written by: HUNT3R at: 16:51 |

مدل موی دخترونه ایمو


Next Page

[+] Written by: HUNT3R at: 13:53 |

پائین پائین، در اعماق درون، روحی پوچ گود افتاده است. پوچی که بر فردا سایه می افکند؛ و بر اینم که در همسایگی تو نفس بکشم، چون احساس میکنم هدیه شده ام.

حیف که تو چون دیگران می شکنی ، دورم می اندازی ام، و خونریزی ام را از فقط از دور تماشا می کنی، و فاصله میگیری... چرا که یکی از آنهائی؛ و در خود خرد می شوم، فرو میریزم. تنها...

[+] Written by: HUNT3R at: 13:40 |

... دیگه هیچ چیزی ندیدم؛ وقتی بیدار شدم روی تخت بیمارستان بودم، توانائی باز کردن چشمهام رو نداشتم. فقط می شنیدم، که اون هم به طور ناخودآگاه بود؛ صدای دو تا پرستار رو شنیدم که کنار تختم ایستاده بودند و میگفتند:
   - دکتر گفت خواب آور خورده
   - آخه چند تا؟
   - از مادرش که پرسیدم چیزی نگفت، ولی پدرش گفت یه بسته 12 تائی رو یه جا خورده
   - چی خورده حالا؟
   - پدرش گفت سپروهپتادین
   - واقعا نمیدونسته 12 تا سپروهپتادین کسی رو نمیکشه؟
   - دلم واسش نمی سوزه، کسی که خود کشی میکنه هر بلایی سرش بیاد حقشه
   - خانوادش که آدمای خوبی اند، موندم چرا اینکارو کرد.
حتی فکرشم نمیکردن صداشون رو بشنوم. بیهوشی ام چیز جالبیه، وقتی هنوز بهوش نیومدی چیزی نمیفهمی، یه احساس خلأ خاصی میکنی، احساس میکنی بال در آوردی و داری پرواز میکنی، انقدر بی وزنی که با یه نسیم ملایم به دور ترین نقطه ی دنیا میری؛ و وقتی بهوش میای، هیچ کس نمیدونه بهوش اومدی، میشنوی، حس میکنی، فکر میکنی، و همه اینا واقعیه، و هیچ کس نمیدونه...
و هیچ کس نمیدونست من واسه رسیدن به این حس این کار رو کردم، وگرنه میدونم که یه بسته سپروهپتادین واسه خودکشی کمه؛ اما چطور میتونستم خودم رو بکشم و لحظه هایی به این قشنگی رو از دست بدم؟

 اون نور سفید رو ؟

اون بال های نامرئی رو؟

 اون کما رو...

[+] Written by: HUNT3R at: 4:18 |

میدانم، که اینجا آخر خط است
چون آخرها را دیده ام
فاسد شدن ها و خاکستر شدن ها،
از بین رفتن بنیادین،
ذره ذره شدن را .
آتشی که روشنائیمان را تأمین می کرد، آتش خانمانسوزمان شد،
تا سوختن خود را ببینیم، به پایان برسیم.
خوب میدانم که اینجا نابودی ماست
چون نابودشدن را دیده ام
فروریختن ها و شکسته شدن ها
محو تدریجی
فنای ابدی را.
شعری که برای شروع جنگ سروده شد
ارزش خوانده شدن داشت، تا زشتی زیبائی نمایان شود،
تا خیانت از مظلومیت بیرون آید،
تا همه محکوم شوند به فروریختن.
میدانم که پایان نزدیک است.
چون... میدانم.

[+] Written by: HUNT3R at: 1:23 |

یکی از بچه ها پرسیده بود ایمو یعنی چی؟ خیلی سوال عجیبی نبود، تو کشور ما همه کسی نمیدونه ایمو چیه برای همین تصمیم گرفتم کمی در مورد ایمو (EMO) و ماهیتش و طرز تهیه یک ایمو از خودتون رو توضیح بدم...

Emo در اصل یک سبک موسیقیه که از Hardcore Punk گرفته شده، گرچه ایموی امروزی به شدت از Pop Punk تاثیر میگیره و با نام Emo Rock خونده ميشه. سبک زندگی ایموئی معمولاً کلیشه های مختلفی داره، مثلاً تمام ایموها دپرس هستن، لباس تمام مشکی می پوشن و خودشونو تیغ میزنن. در حقیقت خود کلمه ی Emo یک روش زندگی کردنه. خیلی از مردم وقتی می فهمن یه شکل زندگی مثل ایموها هم وجود داره متعجب میشن، یک تمدن عمیق و هنری و یک سبک موسیقی، و نه فقط طرز لباس پوشیدن سطحی. در این مقاله سعی میکنم شما رو با چگونگی ایمو نشون دادن آشنا کنم و دروغ ها و افسانه هایی که درباره ما درست شده رو از بین ببرم.

1: ابتدا موسیقی:
همونطور که قبلاً اشاره کردم موسیقی هایی که توسط ایموها گوش داده میشه حول و هوش Punk می چرخه اما اونقدر خشن نمیشه. آهنگ هایی که ایموها گوش میکنن همشون عاشقانه و بیشتر حزن انگیز داره. از باندهایی که موزیک مخصوص ایموها میزنن میشه به گروه هایی مثل Evanescence , Good Charlotte , Fall Out Boy , Tokio Hotel , Avril Lavigne , My Chemical Romance  , Leathermouth, Two Tounges, Bayside, I Am Ghost اشاره کرد.

Falloaut Boy

2: مدل موی ایمو:
 مو یکی از مهمترین بخش های ایمو جلوه دادنه - ممکنه بسازتون یا از بین ببرتون- پس خیلی مهمه که مدل مویی داشته باشین که درست باشه. مدل های موی ایموی زیادی وجود داره که میشه از بینشون انتخاب کرد. بر خلاف عقیده ی کلی، تمام ایموها موی کوتاه و مشکی  متلاطمی ندارن (هرچند اینجوری داد میزنه که ایمو هستید). بعضی از انتخاب ها در گستره ی بی پایان مدل های موی ایمو اینه: موی نسبتاً بلند، با لایه های زیاد و دلخواه چتری، تکه های کلفت و نازک بلوند و سفید و رنگ های دیگه بصورت آشفته. میتونین از موج های شل استفاده کنید، هرچند مدل پیشنهادی موهای صاف و بدون موج هست. اگر مضمحل شدید میتونید از چیزهای استاندارد استفاده کنید، چتری و لایه های روی هم افتاده. بعداً میتونید رگه های رنگی رو اضافه کنید. به خاطر داشته باشید:
• میتونید از مدل کلاسیک کوتاه استفاده کنید، با استفاده یا بدون استفاده از چتریهایی که یک چشم رو پوشش میدن؛ پشتش رو رنگ قهوه ای تیره و بلوند طلائی کنید. این مدل وقتی که پشت رو ژل زده باشید خیلی خوب از آب درمیاد.


• موهای صورتی و سفید، آبی و سبز نئون برای دخترها داره مد میشه، قسمت بالای سر معمولاً کوتاه میشه و رو به بالا سیخ یا رو به جلو میشه، حتی میتونین تو این حالت موهاتون رو پوش بدین.
• به بیرون قضیه نگاه کنید. ایمو ریشه هایی توی پانک نشون دادن داره، و به مشکی محدود نمیشه؛ موهاتون میتونه قهوه ای تیره، مشکی، بلوند یا هر رنگ دیگه ای باشه، تا وقتی که اونقدر بلند باشه که به پانک راک بودن دلالت کنه و زبانه هایی از ایمو داشته باشه.


• با استفاده از وسائل هم میتونین یه مدل بوجود بیارین. تل های کوچیک الان خیلی محبوبیت پیدا کردن، در کنارشون میشه کلیپس های بزرگ یا حتی روبان هم مشاهده کرد. انقدر با موهاتون ور برید تا مدل مخصوص خودتون رو بسازین.


یادتون نره که قانون خاصی برای ایمو نشون دادن نیست. میتونین هرکاری که میخاین بکنین. (البته تا زمانی که مسائل بالا رو رعایت کرده باشین!)


3: تا جایی که میتونین آرایش خفن بکنین:
 در ایموها یکی از استاندارد ها مقادیر زیاد خط چشم به حساب میاد. اما برای رفتن به سر کار یا مدرسه (اگر اجازه نمیدن) از این کارا نکنید وگرنه تو دردسر میفتین. اگه احتمال میدین لکه بیفته، بجای خط چشم مایع از قلم چشم استفاده کنید.


• ایمو بودن معمولاً شامل این میشه که تا جایی که پوستتون طبیعیتون اجازه میده کمرنگش کنید. اما از کرم ضد آفتاب هم استفاده کنید تا مطمئن بشید از این آفتاب سوخته ها نشید که زیر گرمای 360 درجه بنائی میکنن، که اصلاً شبیه ایمو نیست! در ضمن، هرچی پوستتون سفید تر و کمرنگ تر نشون بده آرایشتون بهتر به چشم میاد. البته این سفید کاری ها ضروری نیست پس خیلی به شدت جدی نگیرید و گرنه شبیه دلقک ها میشید.
• پیشنهاد میشه از لاک ناخن تیره استفاده کنید. معمولیش مشکیه اما میتونین از رنگهای ایمویی مثل سبز تیره و بنفش تیره یا حتی مشکی با راه راه های سفید بهره ببرید. این رو هم توجه کنید که لاکتون بی نظم نباشه و بیرون نزنه وگرنه بنظر ارزون قیمت میاد.


4: بهترین لباس رو انتخاب کنید:
لباس ها بسیار مهم اند، و بنیاد تیپ شما رو تشکیل میدن. مدل دلخواه خودتون رو تشکیل بدید و تیپتون رو تغییر بدید. با وجود اینکه هر کس سلیقه ی خودش رو داره اما یه سری مسائلی هست که باید رعایت بشه تا کمد لباس یک ایمو، به یک کمد لباس عالی ایمو تبدیل بشه. این دستورالعمل ها رو دنبال کنید:
• شلوار جین مشکی یا آبی نفتی تیره بپوشید، جین های تنگ و باریک واجب اند. این شلوارها وقتی پاره بشن و با یه کمربند نقطه دار (معمولا نقره ای یا مشکی) همراه بشن بی نظیر به نظر میرسن. در ضمن میتونین زنجیر، کیف یا وصله به کمربندتون آویزون کنید.


• سوئیشرت کلاه دار زیپی یکی از داشته های کلاسیک یه ایموست. رنگ مشکی یا بنفش تیره بیشتر انتخاب میشه. راه راه ها هم خیلی بدرد میخورن؛ مثل سیاه و قرمز، بنفش و قرمز و ... این سوئیشرت و شلوار جین تنگ دو تا از ملزومات کمد لباسهاتون هستند.
• تی شرت های عکس دار (معمولاً عکس موزیسین ها) رو برای لباس معمولیتون بپوشین.
• چندین تی شرت با رنگ روشن که نقاشی و شخصیت های کارتونی روشونه پیدا کنید، یا حتی اونایی که یه نوشته ی باحال روشون باشه، مسئله ی مهم اینه که بدتون نیاد توش دیده بشید.
• از کانسپت "پیراهن و کراوات" استفاده کنید. یه پیراهن سفید یقه دار با یه کراوات سیاه یا قرمز برای خودتون دست و پا کنید. البته پیراهن سیاه با کراوات قرمز هم خیلی بهم میان.


• کفش هاتون رو درست انتخاب کنید. محصولات Converse ، Van یا DC کفش های معمول هستند اما کفش های پاشنه بلند Pump و Doc Martin هم قابل قبولند. توی مارک های ارزون تر هم میشه به Zara و Allstar و Exit میشه اشاره کرد. تازه میتونید روی کفشهاتون نقاشی بکشید و چیز بنویسید تا یکم حستون رو نسبت به خودتون و خودشون! بیشتر نشون بدن.


چند نکته:
- تفاوت بین ایمو بودن و خودنمایی رو بدونید.
- بازوبند، شال گردن، مچ بند و پیرسینگ (Piercing) میتونن کمکتون کنن تیریپ کاملاً منحصر بفرد خودتون رو ایجاد کنید.
- بخاطر داشته باشید ایمو بودن بیشتر حول و هوش موسیقیه (راک) نه لباس.
- بعضی ها فکر میکنن ایمو ها باید لباس های تیره بپوشن. رنگ های دیگه ای هم واسه پوشیدن وجود دارن، رنگ های روشن، نئون، فسفری، مثل صورتی جیغ!، سبز روشن، و زرد روشن.
- بهتره در مورد فرهنگ ایمو کمی تحقیق کنید، قبل از اینکه بخواین شبیهشون بودن رو تقلید کنید. وگرنه همه ازتون متنفر میشن. پس بدون اینکه چیزی از ایمو بدونین خودتون رو ایمو نشون ندید، وگرنه همه میفهمن وانمود میکنید که میخاید ایمو باشید. و مردم کسایی که وانمود میکنن یه چیزی هستن، که نیستن رو احمق میشمرن.
- از شعارهای عمومی "من از زندگی متنفرم" ، "من خیلی افسرده ام" ، "رگ خودمو میزنم" یا "میخام بمیرم" استفاده نکنید. اگه همچین احساسی دارید به دکتر مراجعه کنید. ایمو بودن معنیش افسرده بودن نیست.
- اگر واستون مهمه مردم راجع به تیپتون چه قضاوتی می کنن، پس ایمو بودن واسه شما مناسب نیست. ایمو های واقعی اصلاً واسشون مهم نیست مردم راجع بهشون چی فکر میکنن.
 - فرق پانک ها با ایموها: اگه یه ایمو از کسی ناراحت بشه ازش دور میشه و تو خودش میریزه و ناراحت میشه. اما اگه یه پانک از کسی ناراحت بشه کاری میکنه طرف خودشو بکشه. (پانک= آزادی خواه + آشوبگر / ایمو= آزادی خواه + گوشه گیر)

ميتونيد واسه دانلود آهنگهاي توكيوهتل به سايت دوست بسيار عزيزم بريد كه زحمت كشيدن و همه آلبوم هاشون رو براي دانلود به صورت رايگان گذاشتن تو سايتشون.

دانلود آهنگ هاي توكيو هتل

دانلود آهنگهاي US5

[+] Written by: HUNT3R at: 11:21 |

 

من رنجم، امیدم، شکنجه ام؛ و به انتها نزدیک می شوم، که هیچ رحمی در کار نخواهد بود، در راهی که به آن پای گذاشته ام.

من رنجم، امیدم، شکنجه ام؛ مرا در گور قرار می دهی؟ مادامی که اینجا هستم؟ قبل از اینکه بروم؟ میخواهم ناپدید شوم.

 

[+] Written by: HUNT3R at: 18:47 |

چند تا عکس مدل موی پسرونه ایمو پیدا کرده بودم گفتم بزارم بد نیست:

Emo Boy Hairstyle

چی حدس میزنید؟ بقیش تو ادامه مطلبه


Next Page

[+] Written by: HUNT3R at: 3:12 |

راه باریکه ای که میروم، تاریکی مطلق است

و محو می شود به بیکرانه ها

این سرمای عجیب، که فرایم گرفته است

از نفس می آید، گرچه از درون میسوزم

ترس از فردای مبهم، ترس از دیروز گنگ است

و بهم میرید، رشته ی افکار سردم

که بجز ویرانی مهلک، برنمی آید ازش

***

پس به سوی فردا، که نمیدانم چیست در پیش

هرچه هست مطبوع نیست

و اگر هست فقط بر شامه ی من می آید

دستپخت دگریست

از آن دگران است

***

وانگهی عاشق فردا شده ام، چه سیاه و چه سپید

و چه در تاریکی مطلق، چه اگر نور خواهد تابید

هرچه هست امروز نیست

قصه ی تلخم را، بازمیگوید بر من

یا ز زهر عاشقی، جرعه ای می دهدم

پس بسوی فردا، تا بدانم چیست در پیش

[+] Written by: HUNT3R at: 2:44 |

مامانم: کجا داری میری؟

من: میرم یکم بخوابم.

مامانم: تو این موقع اذون؟

من: چه ربطی داره؟

مامانم: ساعت 6 بعد از ظهره!

من: خوب خوابم میاد. دیشب تا صبح نخوابیدم.

مامانم: میخواستی بخوابی. الان وقت خواب نیست.

من: مامان تورو خدا! پس فردا ترم جدید شروع میشه باید برم مدرسه بزار این چند روزو حال کنم.

مامانم: من فکر کردم دانشجوئی؟

من: حالا دانشگاه، چرا بحثو عوض میکنی.

مامانم: پاشو برو یه چندتا نون بگیر.

من: مامان! چرا هر وقت میخوام بخوابم باید برم نون بگیرم؟

مامانم: تا خواب از سرت بپره.

من: بابا دیروز نون گرفتم!

مامانم: پاشو برو یه هوایی بخور چه جوونی هستی؟ هم سن و سالای تو...

من: باز هم سن و سالام رو زد تو سرم. هم سن و سالام هیچ گوهی نیست.

مامانم: درست حرف بزن.

من: بهتره اصلاً حرف نزنم.

مامانم: پاشو برو بیرون.

من: حالا از خونه بیرونم میکنی؟!

مامانم: برو یه بسته ماکارونی بگیر میخوام شام درست کنم. انقدرم ننه من غریبم بازی در نیار.

من: نـــنــــه...! من غریبم بخدا! چرا غریب کشی می کنین.

مامانم: پاشو لوس بازی بسه. پول میزارم رو کابینت وردار. تک ماکارون نگیریها.

من: تک ماکارون که از همه گرون تره!

مامانم: خمیر میشه!

من: میرم به شرطی که ماکارونی شکلی بگیرم.

مامانم: اه... خمیر میشه!

من: نمیرم.

مامانم: یه دونه معمولی بگیر یه دونه شکلی.

من: دوتا شکلی.

مامانم: پول رو کابینته...

من: دوتا شکلی...

مامانم: ...

من: به من چه من دوتا شکلی میگیرم. اگه پول موند معمولی میگیرم.

مامانم: ...

من: شت!

[+] Written by: HUNT3R at: 18:38 |